تاريخچه دبيرستان البرز و شبانه روزي آن (نقل از صفحه 2 سده نامه)

در بيست و چهارمين سال سلطنت ناصرالدين شاه قاجار يعني بسال 1250 شمسي (1871 ميلادي و 1288 هجري قمري) ، يك هيئت آمريكائي به رياست مستر باست از آمريكا به ايران آمد و در ساختمان اتابك كه در خيابان لاله زار فعلي بود مستقر شد و شروع به كار كرد

دو سال بعد از آن تاريخ ( 1252 شمسي) اين هئيت دست به كار تاسيس دبستاني در نزديكي دروازه قزوين شد. اگر اين دبستان را پايه سازمان و تاسيس دبيرستان البرز كه بعدها بوجود آمد به شمار آوريم، اكنون از آن تاريخ يك صد و بست شش سال مي‏گذرد. اين هيئت در سال 1264 شمسي پس از خريداري محلي در خيابان قوام السلطنه سابق، به كار ساختماني براي دبيرستان پرداخت و اولين گلنگ بنا (كه در سال 1266 شمسي پايان يافت) به دست ناصرالدين شاه به زمين خورد . تاريخ شروع اين بنا درست بيست و يكسال پيش از صدور فرمان مشروطيت ايران بود (صدور فرمان مشروطيت 14 ذيقعده 1324 قمري و دي ماه 1285 شمسي، 7 ژانويه 1907 ميلادي) . در اين زمان مدرسه داراي شش كلاس و پنجاه نفر دانش آموز و به رياست مستر وارد اداره مي‏شد.

در همان سال نيز اراضي بيرون دروازه يوسف آباد به مساحت يك صدو پنجاه هزار ذره مربع خريداري گرديد. اين اراضي كه جزء املاك جنوبي بهجت آباد بود ، به دست خواهر ميرزا حسن خان مستوفي و شوهرش جلال الدوله در بانك شاهنشاهي انگليس به گرو رفته بود. آمريكائي ها اين املاك را از بانك شاهنشاهي خريدند ليكن براي محصور كردن اين اراضي به اشكالاتي برخوردند. يعني به علت اختلاف تعيين حدود املاك بهجت آباد و جلاليه، عده اي از محصور كردن اين زمينها مانع مي شدند تا عاقبت دو غلام از سفارت انگليس مامور گشتند كه سر ساختمان حاضر شوند تا بناي ديوار به اتمام رسد. پس از آنكه اطراف زمينها ديوار كشيدند، در سال 1294 شمسي (1915 م) ساختماني براي منزل مرحوم دكتر جردن در اين اراضي بنا نهاه شد..

در سال 1297 شمسي (1918 م) اولين ساختمان شبانه روزي كه در آن مك كرميك هال ناميده مي شد، به اضافه يك ساختمان ديگر در جنوب منزل مرحوم جردن پايان يافت.

در سال 1300 شمسي (1921 م) باغ امير نظام كه در حدود شصت و چهار هزار ذرع مربع بود و در زاويه جنوب شرقي اراضي سابق قرار داشت، از قرار ذرعي دو ريال و نيم خريداري شد. اما بعد از خريداري اين اراضي و محصور كردن آن،‌مرحوم ميرزا هاشم آشتياني كه خود را در اراضي بهجت آباد وي سهيم مي‏د‏انست و سندي هم در دست داشت، اقامه دعوا كرد. بعد از گفت‏وشنود بسيار مرحوم علي اكبر داور از طرف امريكايي‏ها به حكميت دعوت شد و داور پنجاه هزار ذرع مربع (ضلع جنوب غربي) از زمينهاي خريداري شده را به او واگذار كرد. به اين طريق ماجرا خاتمه يافت. ميرزاحسن خان مستوفي هم بر زمينهايي كه به نام اراضي جلاليه خريداري شده بود اعتراض داشت كه آقاي ارسلان خلعت بري با ايشان ملاقاتي كرد و بعد از آنكه هدف تربيتي آمريكائي ها را تشريح نمود و به ايشان توجه داد كه اين زمينها با پول اعانه خريداري شده است، ايشان هم حاضر شدند كه از اعتراض خود صرف نظر كنند. در اين اواخر هم آقاي دولتشاهي دعوايي من غير حق طرح كرد و مقداري از اراضي جنوب غربي دبيرستان را تصاحب نمود. اينها كشمكشي بود بر سر اراضي معلومي كه امروز در عرصه باقيمانده از آن، يك سازمان وسيع و نام آور فرهنگي را با نام ((دبيرستان البرز )) مشاهده مي‏كنيم و ما از آن و مخصوصا از بخش شبانه روزي آن سخن خواهيم گفت

.در سال 1303 شمسي (1924 م) رولستن آمريكائي هزينه ساختمان اصلي دبيرستان را پرداخت و يك سال بعد كه بنا آماده شد، كلاسهاي متوسطه از محل سابق خود به اين ساختمان منتقل گرديد. در سال 1308 شمسي (1929 م) به كالج تبديل و دوره 15 ساله B.B.A در آن تاسيس يافت كه شامل 900 دانش آموز بود.

در سال 1312 شمسي، آمريكائي ديگري به نام خانم هاري مور به ايران آمد و ساختمان ديگري براي شبانه روزي به نام تالار لينكلن و يك ساختمان كوچك بيمارستان به ضميمه آن ساخته شد.ساختمان مركز ي شبانه روزي االبرز در اختيار ايرانيان در سال 1319 خورشيدي (1940 م) به امر رضا شاه موسسه فرهنگي كالج البرز و شبانه روزي آن از آمريكائيان خريداري شدو با آنكه دكتر جردن در تاريخ 10/2/1318 نامه مفصلي به رضا شاه نوشت، مع هذا دستور هذا داده شد كه آموزشگاههاي خارجي را تا پايان سال تحصيلي جاري تحويل بگيرند.

اينك متن نامه دكتر جردن:

پيشگاه مبارك شاهنشاه معظم ايران اعليحضرت همايون رضا شاه پهلوي

شاهنشاه ، نظر به مشاهده علاقه شديدي كه اعليحضرت همايون شاهنشاهي همواره در امور آموزش و پرورش ابراز فرموده و پيشرفتهاي فوق العاده و روز افزون فرهنگي كه در تحت پيشوايي تواناي شاهنشاه معظم نصيب افراد جوانان و دوشيزگان نيكبخت اين كشور باستاني گرديده، چاكر كه سالهاي دراز است افتخار خدمتگزاري به جوانان رشيد اين آب و خاك را داشته و ايران را ميهن ثانوي خويش دانسته، تعالي و به جوانان رشيد اين آب و خاك را داشته و ايران ميهن ثانوي خويش دانسته، تعالي و ترقي آن را از صميم قلب خواهان است،‌به اين وسيله جسارت ورزيده استجازه مي نمايد مراتب زير را كه به عقيده نگارنده داراي اهميت زيادي براي سعادت ايران مي‏باشد از نظر كيميا اثر ملوكانه بگذراند . از آنجايي كه وزرات فرهنگ در نظر دارد كليه آموزشگاههاي خارجي را تا پايان سال تحصيلي جاري تحويل بگيرد، چاكر خود را وجداناً موظف و مسئول ميد‏‏اند كه راجع به آموزشگاههاي شش گانه آمريكائي نكات ذيل را به عرض خاكپاي همايوني برساند. مقدمتاً اشعار ميد‏ارد كه چاكر صرفاً از نظر عشق شديدي كه به پيشرفت و سعادت ايران دارد مبادرت به اين اقدام ميهن پرستانه مينمايد. زيرا از لحاظ شخصي خدمتگزار كه متجاوز از چهل و يك سال از عمر خود را در پايتخت شاهنشاهي صرف اداره آموزشگاهي كه امروز به نام كالج البرز تهران معروف است نموده، تا چند ماه ديگر قطعاً از خدمت كناره گيري كرده و متقاعد مي‏شود.

1ـ كليه آموزشگاهاي نامبرده به استثناي يكي، در حدود شصت سال قبل تاسيس شده و از آغاز اين مدت هر يك به اندازه توانايي خويش در استعمال و استقرار اصول فرهنگ جديد در اين سرزمين از هر نوع كمك و بذل مساعي فروگذار نكرده اند. اين سازمانها از آغاز تاسيس به لزوم تربيت و تهيه بانوان تحصيل كرده پي برده و به آموزش و پرورش دوشيزگان ايراني اهميتي بسزا داده اند. در سال گذشته در قسمتهاي دبيرستانها و دانشكده هاي آموزشگاههاي نامبرده، متجاوز از دو هزار دانش آموز و دانشجو اسم نويسي كرده و قريب يك صد استاد و دانشيار و دبير به شغل آموزشگاري اشتغال داشته اند. طي مدت گذشته در اين آموزشگاهها هزاران هزار از جوانان و دوشيزگان ايراني از هر صنف و طبقه، در دامان مهر و عطوفت اين دبيران آزموده از نعمت علم و تربيت برخودار و به جامعه سپرده شده و بسياري از آنان امروز مصادر امور مهم اجتماعي بوده، خدمات صادقانه و قابل توجهي به جامعه ايران انجام داده و مي‏دهند. عده زيادي از فارغ التحصيلاي آموزشگاهاي نامبرده امروز از پزشكان حاذق وا ستدادان و دانشياران. دبيران، وكلاي دادگستري، بازرگانان، كارمندان صديق دولت ،‌افسران رشيد و سلحشور ارتش شاهنشاهي و نمايندگان مجلس شوراي ملي ميب‏اشند. دختران تحصيل كرده اين آموزشگاها از زمره دبيران، پرستاران،‌مادران تربيت شده و لابق اداره امور خانه و تربيت اطفال هستند.

2ـ با داشتن استادان و دبيران تحصيل كرده و متخلق به اخلاق حسنه و مجرب كه بيشتر آنان واجد درجات عاليه بوده، اين بنگاهها بهترين اسلوب آموزش و پرورش جديد را به كار بسته و بهترين عقايد و افكار و عاليترين آرمانها و هدفهاي اخلاقي غرب را براي دانش آموزان خود به رسم يادگار آورده و در عين حال از تكريم و تجليل آثار باستاني و تمدن ايران قديم چيزي فروگذار نكرده اند. اين استادان همواره حس قدرداني و حق شناسي نسبت به بزرگان و ناموران گذشته اين كشور و همچنين ذوق و علاقه مندي به خزائن بي پايان تاريخ و صنايع مستظرفه و ادبيات پر افتخار ايران را در نهاد جوانان ايراني پرورانده و در نتيجه اين اسلوب و روش تربيتي ممتاز و مخصوص بهترين رعاياي صديق و فرمانبردار و وظيفه شناس براي كارمندي در جامعه و همكاري در انجام امور و وظايف مهم و مقدس اجتماعي و ملي كشور بار آورده اند.

3ـ اين آموزشگاهها نه تنها وسيله رشد تكامل عقل سليم و بدن سالم را براي دانش آموزان تامين كرده، بلكه در ايجاد روح و احساسات عاليه خداشناسي و شاه دوستي و ميهن پرستي، نشاط، درستي، وفاداري، پشتكار، تعاون هم حتي المقدور بذل مساعي نموده اند. براي اثبات اين ادعا رونوشتي از مرام و هدف كالج البرز تهران و تعهدنامه دانش آموزان كه به امضاي هر يك مي‏رسد، پيوست اين عريضه تقديم آستان مبارك مي شود كه بخوبي مبرهن مي سازد آموزشگاههاي مزبور بر طبق چه مباني اخلاقي كوشيده اند دانش آموزان خود را براي خدمتگزاري به كشور و هم ميهنان عزيز حاضر و مجهز سازند.

4ـ آموزشگاههاي آمريكائي بر اثر پيروي از اين اصول اخلاقي، همواره وسيله موثري براي استحكام مباني اجتماعي و حسن تفاهم و حسن نيت بين المللي بوده، مخصوصاً در تقويت روابط دوستانه و حسن تفاهم بين ايران و آمريكا عامل مهم و موثري به شمار مي روند. اين آموزشگاهها به وسيله تشريك مساعي صميمانه با وزارت فرهنگ در قبول و اجراي كامل برنامه رسمي دولتي درجه صميميت خود را به ثبوت رسانيده دبيران آمريكائي هنگام مسافرت به آمريكا ضمن سخنرانيهاي خود در شهرستانها و درج مقالات متعدد در روزنامه هاي كشورهاي متحده، ذهن مردم آن سرزمين را به گذشته پر افتخار ايران و خدمات اين كشور باستاني به تمدن جهان و ترقيات و اصلاحات شاياني كه در تمام شئون اجتماعي. زير توجهات شاهنشاهي نصيب مردم اين سازمان گرديده است، آشنا كرده اند.

آيا بهتر نيست در چنين روزهايي كه متاسفانه دشمني و سوء تفاهم سراسر چهان را فرا گرفته، دولت شاهنشاهي حتي المقدور از سازمانهايي كه در تقويت دوستي بين المللي و حسن نيت عامل موثري به شمار مي روند، حمايت و پشتيباني كنند؟ چاكر و عموم همقطاران آمريكائي و هزاران هزار دوستان صميمي ايران، چه در اينجا و چه در آمريكا از شنيدن نظر اخير وزرات فرهنگ نسبت به تحويل گرفتن اين بنگاههاي فرهنگي بي نهايت متاثر شده، اين است كه به عرض اين عريضه جسارت ورزيده، استدعا دارد در صورت اقتضاي راي مبارك قبل از اخذ تصميم قطعي، مراتب مندرج در بالا را مورد توجه قرار دهند.

دكتر جردن –رئيس كالج البرز تهران


حكومت وقت طبق دستور در سال 1319 موسسات فرهنگي غير ايراني را تا پرداخت يك ميليون تومان به آمريكائي ها قبضه و به نسل جوا ن ايران واگذار كرد، آمريكائي ها به ناچار ايران را ترك كردند. ادارده امور دبيرستان و شبانه روزي البرز در اختيار وزارت فرهنگ ايران قرار گرفت. روسا و معاونان و نظام فرهنگي و دبيران از طرف سازمان آموزش و پرورش كشور براي اداره امور دبيرستان البرز تعيين گرديد. اولين ايراني كه به جاي دكتر جردن مامور رياست البرز شد،‌آقاي وحيد تنكابني بود كه تا سال 1320 بدين سمت باقي بود. مرحوم وحيد اسماً سرپرستي البرز را عهده دار بود ، ولي رسماً مرحوم حداد محسن امور آن را اداره  مي‏كرد پس از مرحوم وحيد، آقاي علي محمد پرتوي (صنيع الملك) به رياست دبيرستان البرز منصوب شد (17 مهرماه 1320 ) و از مردادماه 1321 تا آخر بهمن ماه رياست دبيرستان البرز به عهده مرحوم حسن ذوقي بود. پس از آن مرحوم، مرحوم دكتر صورتگر با داشتن سمت استادي دانشگاه، از اسفندماه 1321 به رياست دبيرستان البرز برگزيده شد كه تا دهم مردادماه 1323 اين سمت را عهده دار بود. از اين تاريخ رياست و اداره دبيرستان البرز و شبانه‏روزي به آقاي دكتر محمدعلي مجتهدي گيلاني استاد دانشگاه واگذار شد كه تا اواخر سال 1357 در اين سمت انجام وظيفه كرد. جا دارد در اين بخش شمه‏اي از خدمات درخشان و ارزنده‏ي استاد مجتهدي گفته شود، ولي پيش از شرح و توضيح خدمات فراموش نشدني استاد، بد نيست بدانيم هدف و نيت ميسيون امريكايي در ايران چه بود
 

آيا صرفاً دلشان به حال ملت ايران سوخته بود يا نظر خاصي داشتند؟ دول استعماري براي نفوذ در نواحي مختلف جهان در قرن بيستم سه نوع اسلحه به كار مي‏بردند. كتاب، كيسه و تپانچه.

با كتاب مذهبي جماعتي را با آئين مسيح آشنا ساخته، منظورهاي سياسي و اقتصادي خود را به وسيله آنان تا حدودي عملي مي‏كردند. كيسه نيز براي خريدن دسته ديگري از مردم به كار مي‏رفت. منتهي محتويات كيسه فرق مي‏كرد و گاهي دلار، زماني پوند، روبل، مارك و غيره بود. تپانچه هم براي خاموش كردن افرادي به كار مي‏رفت كه تسليم نظرهاي آنان نمي‏شدند و لذا با ترور آنان را خفه مي‏كردند. باقاطعيت بايد بگويم كه جوانان وطن‏پرست ايران اعتنايي به تبليغات مربيان امريكايي نكرده و نسبت به آئين اجدادي خود (اسلام، زردشتي، عيسوي) وفادار ماندند و پس از اتمام تحصيلات در پيشبرد مهندسي،پزشكي، حقوقي و آموزشي نقش بسزائي داشتند.

نقش ميسيون آمريكايي در تأسيس دبستان و دبيرستان شايد خالي از نظر سياسي نبود و صرفاً جنبه مذهبي نداشت. در صفحات قبل اشاره شد كه پس از اتمام خدمت دكتر وارد، آقاي جردن روانه ايران شد و يك سال بعد رياست مدرسه هشت كلاسه‏اي را كه ارزش گواهي‏نامه آن معادل گواهي‏نامه   متوسط بازرگاني بود، به عهده گرفت و 42 سال از 1278 شمسي تا سال 1319 مشغول خدمت بود
 

دكتر جردن در سال 1871، در نزديكي شهر يورك در خانواده‏اي از كشاورزان پنسيلوانيا به دنيا آمد و پس از تحصيل از علوم ابتدايي و متوسطه در سال 1895 ميلادي در كالج لافايت به درجه B.A نائل گرديد. در سال 1898 دكتر چردن درجه استادي علوم الهي (M.A) را از دانشگاه پرينستون گرفت. در سال 1916 درجه دكتري در حكمت و فلسفه، را كالج لافايت به ايشان داد و در سال 1935 كالج واشنگتن و جفرسون درجه دكتراي حقوق به مشاراليه اعطا كرد. در سال 1921 به پاس خدمات فرهنگي ايشان از طرف ايران يك قطعه نشان و مدال درجه دوم و در سال 1940 يك قطعه مدال درجه اول به آقاي دكتر جردن و خانم ايشان داده شد.

خانم جردن دومين خانمي بود كه به اخذ نشان درجه اول علمي ايران نائل آمد و اين افتخار اول دفعه نصيب خانم مورباني مؤسس ساختمان آزمايشگاه كالج امريكايي گرديد. كالج امريكايي در سال 1940 تحويل ايران گرديد و دكتر جردن در 19 سپتامبر همان سال به امريكا رفت.

دكتر جردن را بايد باني و سازنده واقعي كالج البرز دانست. جردن انساني مصمم، با معتقدات خاص بود و مي گفت: ((ما كارخانه آدم سازي داريم، اول تربيت مي دهيم و بعد علم ياد مي دهيم.)) با اين عقيده مدرسه خود را پي ريزي كرد و هنگامي كه حاصل كار خود را برآورد مي كرد، گفت:

((من ميليونر هستم، زيرا هزارها فرزند دارم كه هر كدام براي من و براي ايران و براي دنيا ميليونها ارزش دارند)).

به هر حال ميسيون آمريكائي يك ميسيون مذهبي بود. بالاي در كالج در زمان جردن به خط ثلث روي كاشي نوشته بود:

(( حقيقت را خواهيد شناخت و حقيقت شما را آزاد خواهد كرد)).

اين كلام انجيل مسيح اقتباس شده و شعار كالج جردن و الهام آور مسيحيت بود.

پس از خريداري كالج در 1319 اين كتبيه از پيشاني عمارت محو و حذف مي گردد مي‏گويند در زمان تصدي جردن بعد از زنگ دوم صبح، معمول بود كه تمام شاگردان در نمازخانه جمع شوند و آيين نماز و دعا برگزار شود…

((مي‏طلبيم به اسم خداوند ما عيسي مسيح، آمين.))

اين ترتيب را نميتوان قبول كرد. هدف ميسيون آمريكائي و در راس آنان دكتر جردن، در ضمن خدمت فرهنگي، تعليم مسيحيت و كتاب مقدس و پرستش صليب و مسيح بوده است، اما به هر حال مردي ديندار و پاي بند اخلاق بودو براي اشاعه دانش و محبت هر چه در قدرت داشت به كار برد و به همين جهت اكثر دست پروردگان او مردان موثر و كار ديده شدند كه نسبت به آن مربي بزرگ همواره حق شناس بوده اند و او را پدر روحاني آگاه و مرد خدا مي شمارند.

جردن به سال 1945 ميلادي (1323 شمسي) يك بار به ايران مراجعت كرد كه شاگردانش به ديدار او شتافتند و مقدمش را گرامي داشتند.

در زمستان 1326 شمسي جمعي از دانشمندان و رجال ايران كه همه فرزندان معنوي دكتر جردن بودند، در تالار دبيرستان البرز فراهم آمدند، به ياد استاد خود سخنراني و گفتگو كردند. مجسمه نيم تنه سنگي جردن را كه به هنرمندي پيكر تراش بزرگ ايراني استاد ابوالحسن صديقي تراشيده و ساخته شده بود در ورودگاه تالار البرز نصب كردند. اين مجسمه بعدها به كتابخانه دانشگاه اميركبير انتقال يافت. به طور اختصار بايد گفت: كارهاي تعليماتي ميسيون آمريكائي چندان علمي و پيشرفته نبود، بلكه براي پيشرفت زبان و تجارت خارجي فقط رشته ادبي و بازرگاني داشتند.

در تاريخ دهم مردادماه 1323 شمسي (1944 م) رياست و اداره دبيرستان البرز به آقاي دكتر محمدعلي مجتهدي گيلاني استاد دانشگاه واگذار شد كه تا تابستان 1358 شمسي عهده دار اين سمت بود. استاد در اول مهر 1287 شمسي در شهرستان لاهيجان در خانواده روحاني به دنيا آمد. پس از پايان تحصيلات ابتدايي به تهران آمد و در دارالمعلمين مركزي به تحصيل پرداخت و پس از چهار سال كسب معلومات شاگرد اول شد. سالهاي پنجم و ششم متوسطه را در مدرسه متوسطه شرف به پايان رسانيد. و در خرداد 1310 به اخذ ديپلم كامل متوسطه (رتبه علمي) نائل گرديد. همان سال در امتحانات مسابقه مخصوص اعزام محصل به اروپا كه در آن زمان طبق دستور به وسيله وزارت فرهنگ اجرا مي شد، قبول و موفق گرديد. در تابستان همان سال (سپتامبر 1923 م) در رديف چهارمين دوره محصلين اعزامي براي تحصيلات دوره عالي به فرانسه روانه شد و پس از دريافت درجه دكتراي خود از دانشگاه معروف سوربون در 30 ژوئن 1938، رساله دكتراي دولتي خود را در رشته علوم رياضي با امتياز شايان افتخار كه بالاترين درجات تصويب رساله دكتري است گذارنيد.

در 26 شهريور 1317 (دسامبر 1938 م) به وطن بازگشت و در آغاز سا تحصيلي 1318 – 1317 شمسي با سمت دانشيار رياضي در دانشكده علوم و دانشسراي عالي به تدريس پرداخت.خدمات دولتي را با معلمي آغاز كرد و پس از پايان خدمت مقدس نظام وظيفه (با درجه افسري) از اول مهرماه 1320 به دانشكده فني تهران انتقال يافت و تدريس قسمتهاي مختلف رياضيات اين مدرسه عالي مهندسي را به عهده گرفت و همجنان صاحب كرسي درس آناليز رياضي بود تا پس از طي تمام مدارج و ارتفاء به رتبه ده استادي، طبق درخواست خود پس از سي و سه سال تدريس در دانشگاه، فني چندين سال نيز در هنرسراي عالي قديم، دانشكده صنعتي ، دانشكده افسري و نيروي هوايي و دانشگاهها به تدريس رياضيات عالي اشتغال داشت و به اعتبار سوابق درخشان تحصيلي و موفقيتهاي تعليماتي كه در دانشگاه تهران و دانشكده هاي مختلف به دست آمد،‌كتب معتبري در رياضيات عالي تصنيف كرد)) و در سال 1955 به عضويت انجمن رياضي دانان فرانسه مفتخر گرديد.

پرونده استخدامي استاد شامل احكام و مقامهاي برجسته و واحد امتيازاتي است كه همه دال بر كارداني و لياقت وفضل ايشان است،‌به شرح زير:

1ـ عضويت كميسيون علمي فرهنگستان ايران از سال 1317 تا 1320

2ـ رياست دبيرستان البرز از دهم مرداد 1323 تا تابستان 1358

3ـ عضويت رسمي شوراي عالي فرهنگ از سال 1323

4ـ مديريت كل اداري و آموزشي وزارت فرهنگ در سال تحصيلي 1325 – 1326

5ـ سرپرستي محصلين ايراني در فرانسه در اسفندماه 1339

6ـ رياست دانشگاه شيراز در خرداد 1340

7ـ رياست دانشكده پلي تكنيك (دانشگاه اميركبير) از اول آذر 1341 تا خرداد 1344

8ـ نيابت توليت دانشگاه شريف از 11 آبان 1344 تا بهمن 1346

9ـ رياست دانشگاه شهيد بهشتي (ملي سابق) از بهمن 1346 تا مردادماه 1347

استاد مجتهدي از طرف وزراي فرهنگ و نخست وزيران وقت، تقدير برنامه هاي متعدد دريافت داشته و با تصويب شوراي عالي فرهنگ به دريافت نشان درجه اول فرهنگ نائل گرديده است و نيز داراي نشان :

Legrade De Commandeur . Des palmes Academiques

از وزارت فرهنگ فرانسه مي باشد. گزارش خدمات آقاي دكتر مجتهدي به اجمال چنين بود، ولي در ميان اين همه سال كار و كوشش،‌سودبخش ترين و چشم گير ترين خدمت، سي و چهار سال رياست دبيرستان البرز است.

شعار دكتر مجتهدي كار بود كار ، از نظر او مدرسه و درس تعطيل بردار نيست،‌بايد درس خواند. معلم و شاگرد و كارمند، حتي خود جناب دكتر كه گويا محكوم به كارآفريده شده است، بايد سر وقت آماده كار و خدمت باشند.

دكتر مجتهدي معتقد بود جواناني كه از دبيرستان البرز فارغ التحصيل مي شوند غير از ملكات فاضله اخلاقي و غرور ملي، و ايمان كامل كه سيرت و طبيعت هر ايران پاك سرشت است، بايد به دو خصيصه روحاني اتكا به نفس و نظم و انضباط آراسته باشند و عقيده داشت هر گاه به اين هدف عالي رسيده باشيم به خود مي باليم ، چه اعتقاد داشت كه بر اين اساس زندگي آينده اين فرزندان اطمينان بخش و شكوهمند خواهدبود. خوشبختانه دبيرستان البرز مجتهدي به اين آمال متعال نائل آمده است و اكثر فارغ التحصيلان سي و چهار ساله خدمات استاد مجتهدي به اين چنين صفات متصف شده اند.

تعدادي زيادي پزشك، مهندس،‌استاد، قاضي، مربي، كارشناس، صاحب هنر و منصب فارغ التحصيل البرز كه در عرصه كشور يا ممالك عالم پراكنده اند و با چنين روحيه و احساس عالي زندگي و خدمت مي كنند، از صميم قلب مربي و راهنما و معلم خود دكتر مجتهدي و همكاران او را دوست دارند. مخصوصاً استاد را در همه حال به زبان قلم از راه دور يا نزديك تجليل و ستايش مي كنند آموخته هاي علمي و تجهيزات اخلاقي كه در البرز حاصل كرده و بر اساس آن به مدارج عالي فضليت و تخصص دست يافته اند وظيفه و دين خود را به وطن و ابناي وطن ادا كنند و مساعي بي دريغ مربي دلسوز خود را پاداش شايسته دهند. دانش آموزان البرز به مدرسه و مربيان خود مهر مي ورزند و علاقه بي شائبه دارند.تعليم و تربيت فرزندان ميهن تنها ماموريتي است كه سرنوشت براي دكتر مجتهدي معين كرده و شايد او تنها كسي باشد كه بدون خستگي و شكايت همواره اين راه پر خطر را خوش پيمود و به اصطلاح خو به البرزيان عشق مي ورزد. دكتر مجتهدي هميشه مي گفت مي خواهم ثابت كنيم ايراني برتر و بهتر از هر كسي مي تواند به وطن خود خدمت كند و در اداره كشور سهيم باشد. همه بايد براي وطن كار كنند.

يكي از افتخارات بس شامخ استاد، موفقيت او در تاسيس دانشگاه صنعتي شريف است كه پس از تدوين اساسنامه دانشگاه و انتخاب هيئت امناء از شخصيتهاي برجسته كشور، و احداث ساختمانها و كارگاهها و آزمايشگاههاي مجهز و انتخاب و دعوت استادان ممتاز و شايسته، از اول مهرماه سال 1345 افتتاح گرديد و در حال حاضر يكي از مهمترين مراكز علمي و دانشگاهي كشور است.

از فرمايشهاي استاد مجتهدي: ((هيچ موسسه آموزشي نمي تواند خدمات ارزنده انجام دهد،‌جوانان پاك، صميمي و با ايمان را به آموزش و پرورش عالي نائل سازد، بدون اينكه داراي معلمين واجد شرايطي باشد. معلم كسي است كه ذاتاً دانش آموزان خود را دوست داشته باشد براي هدايت آنان از هيچ چيز فروگذاري نكند و آنچه مي داند و مطالعه مي كند و مفيد مي داند و طبق اخلاص گذشته، هديه شاگردان خود سازد. و اين اصل مسلم در دبيرستان البرز عملي شده بود.

گروهي از معلمين برجسته وفداكار و با وجدان دبيرستان بودند كه در كلاسها به دانش آموزان درس مي دادند و عده اي ديگر نير در امور اداري و تربيتي دبيرستان و شبانه روزي را عهده دار بودند و با وجود اين‌ آقايان، دبيرستان اعتماد عمومي را به خود جلب كرد. موفقيت استاد مجتهدي در اداره دبيرستان البرز و تحويل فرزندان لايق و فاضل به جامعه ايران به دلايل زير بود:

1ـ انتخاب تيم كاردان، صميمي، دلسوز و همراه (اين تيم از ابتدا تا آخر با خلوص نيت همراه استاد مجتهدي بود)

2ـ اجراي دقيق مقررات.

3ـ عدم تبعيض

4ـ توجه به وضع زندگي كارمندان و كاركنان

5ـ تشويق دانش آموزان ساعي و برجسته و تقدير از دبيران زحمتكش.

تشريح وضع اداري، آموزشي مالي دبيرستان البرز در طي 34 سال كاري است بسي دشوار و با منظور اينجانب كه به تشريح وضع شبانه روزي دبيرستان البرز نيز مي باشد، جور در  نميايد. علاقه مندان را به مطالعه نشريات دبيرستان البرز دعوت مي نمايد

               برگرفته از كتاب دبيرستان البرز و شبانه روزي آن     

                                                           به كوشش ميراسدالله موسوي ماكويي